کارگران شرکت هفت تپه
به همبستگی سراسری و طبقاتی کارگران ایران نیاز دارند
اعتصاب و اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه پنجشنبه 2 خرداد ماه وارد هفدهمین روز خود شد. بنا به گزارشات بیش از 3 هزار کارگر از هر سه شیفت این مرکز تولیدی در این اعتصاب و اعتراضات شرکت دارند و کار در تمام بخشهای آن بطور کامل متوقف گردیده است.
کارگران نیشکر هفت تپه همچنان یکپارچه و متحد بر خواستهای خود مبنی بر پرداخت 3 ماه حقوق معوقه، پایان دادن به پرونده سازی ها و احضار فعالین کارگری به دادگاه و برکناری مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره این کارخانه پای می فشارند.
نیروهای سرکوبگر رژیم از وحشت گسترده تر شدن دامنه این اعتراضات حکومت نظامی اعلام نشده ای را در سطح شهر شوش به اجرا در آورده اند و با اعزام نیروهای گارد ویژه از شهرهای اهواز، خرم آباد و دزفول به این شهر، نقاط حساس شهر و راههای ورودی به شرکت را به کنترل خود در آورده اند.
مبارزات و اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت نمونه بر جسته ای از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت، کار و زندگی شان دست به مقاومت زده اند. کارگران نیشکر هفت تپه در جریان مبارزات خود تجارب ارزنده ای به تاریخ مبارزات پر فراز و نشیب طبقه کارگر ایران افزوده اند. کارگران نیشکر هفت تپه اعتصاب را که قوانین رسمی جمهوری اسلامی آن را ممنوع اعلام کرده است بعنوان یک سلاح موثر در مبارزه کارگری علیه سرمایه داران تثبیت کرده اند، و با اقدام به تظاهرات خیابانی و کشاندن دامنه مبارزات خود به بیرون از محیط کارخانه دیوار سانسور و اختناق حاکم را بی اثر گذاشتند. کارگران نیشکر هفت تپه با اتکا به تجاربی که در حفظ و تحکیم یکپارچگی صفوف خود در جریان مبارزه ای طولانی بدست آورده اند بدون شک می توانند در بطن این مبارزات تشکل طبقاتی خود را برپا دارند و آن را عملا به رژیم تحمیل کنند.
اما اکنون کارگران نیشکر هفت تپه قبل از هر چیز به همبستگی سراسری و طبقاتی کارگران ایران نیاز دارند. جلب این همبستگی طبقاتی اگر چه در شرایط فقدان تشکل های کارگری و سراسری امری دشوار، اما ممکن است. در شرایطی که سران و جناح های مختلف رژیم هر کدام وحشت زده عوارض خطر فلاکت اقتصادی را به گردن دیگری می اندازد، در حالی که نه تنها خانواده های کارگری بلکه اکثریت قاطع مردم ایران عوارض تورم و گرانی سرسام آور بر زندگی روزمره خود را با پوست و گوشت درک می کنند، در این شرایط خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه که بخشی از خواستهای طبقه کارگر ایران است بیش از هر زمان دیگر از مقبولیت اجتماعی برخوردار است. با توجه به این فاکتورها انتظار و خواست کارگران نیشکر هفت تپه از کارگران بخشهای دیگر در سراسر ایران برای حمایت و پشتیبانی از آنها از زمینه های عینی برخوردار است و فعالین و تشکل های کارگری در داخل لازم است توجه خود را به این امر طبقاتی مبذول دارند.
همین امر طبقاتی ایجاب می کند که نهادها و فعالین جنبش کارگری در خارج کشور نیز که در سال های اخیر تلاش های ارزنده و موثری را در جلب حمایت بین المللی از مطالبات و فعالین جنبش کارگری ایران بعمل آورده اند، فعالیت های سازمانیافته ای را برای جلب پشتیبانی از کارگران نیشکر هفت تپه در دستور کار خود قرار دهند.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
2 خرداد 1387
22 مه 2008
منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم
http://www.tmarxism.blogfa.com/
مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .
هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.
1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:
قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصۀ وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذرماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است. برای تعیین گام های ضروری ای که پیشروی دوبارۀ جنبش دانشجویی را ممکن کند شناخت ماهیت این " عقب نشینی ) "یا هر اسم دیگری که رویش بگذاریم) حیاتی است. موضوع اصلی این یادداشت هم تحلیلی از علل و ماهیت این عقب نشینی است، اما برای سهولت سنجش صحت و سقم مفروضات و تحلیل های این یادداشت، شاید بهتر است بطور سیستماتیکی اینجا نخست بحث را با بررسی آمپریک عرصه های عقب نشینی ادامه دهیم و در بندهای بعدی به علل تحلیلی وضعیت بپردازیم. می توان عرصه های این عقب نشینی را در دو سطح عمومی عوامل ذهنی و عینی بررسی کرد:
1.1 ) عامل ذهنی :
هر عقب نشینی طبعا با تخریب روحیه همراه است، اما برای مقابله لازم است تا در هر مورد شکل خاص این تخریب روحیه را شناخت. اکنون بعد از گذشت چند ماه (به نظر نگارنده) می توان دید که این تخریب روحیه شکل مرعوب شدن ندارد، بلکه بیشتر از جنس گیجی یا، شاید به بیان دقیق تر، حیرت است. و بلافاصله باید اضافه کرد که (چنانچه تحرک تودۀ دانشجویان در شیراز و تبریز در چند ماه اخیر شاخص روحیۀ عمومی تودۀ دانشجویان باشد): اولا این گیجی و حیرت از لحاظ جغرافیایی در تهران غالب تر است تا شهرستانها؛ ثانیا، و مهم تر، حتی می توان گفت که این گیجی و حیرت وجه مشخصۀ تودۀ دانشجویان در حال حاضر نیست (شاید از جمله به این دلیل ساده که تودۀ دانشجویان در میدان نبودند و جنبش دانشجویی عمدتا به نیروی مستقیم فعالان چپ پیش می رفت)، بلکه بیشتر ویژۀ دانشجویان چپ و فعالان چپ دانشجویی است. (با اینهمه، به دلایلی که اینجا لزومی به تکرارش نیست، وضعیت چپ دانشجویی برای سرنوشت آتی کل جنبش دانشجویی به تمام معنا تعیین کننده است، و به همین دلیل، حتی از زاویۀ منفعت عمومی جنبش دانشجویی نیز، وضعیت ذهنی چپ دانشجویی باید محور بررسی باشد.) همراه با این گیجی و حیرت، بی اعتمادی نیز بعنوان یکی از عوامل ذهنی قطعا رشد کرده است، اما به نظر می رسد بیش از آنکه تودۀ دانشجویان به فعالان چپ جنبش دانشجویی بی اعتمادی نشان دهند (شاید چون "تودۀ" دانشجو از ماوقع زندان بی خبر است)، اعتماد متقابل در مناسبات بین فعالان و رهبران عملی در چپ دانشجویی کاهش یافته است. یک نتیجۀ این بی اعتمادی البته بی میلی به ارتباط جمعی و اکراه از کار متشکل است (که بلافاصله به معنای تضعیف کلیت جنبش دانشجویی هم می شود(. بررسی فاکتورهای ذهنی را می توان چنین جمعبندی کرد: ضربه اخیر در سطح عوامل ذهنی به تضعیف چپ در جنبش دانشجویی منجر شده است. (که با توجه به دینامیسم پایه ای مبارزه برای دموکراسی در این دوران تاریخی و در کشوری مثل ایران، بلافاصله به معنای تضعیف عوامل ذهنی کلیت جنبش دانشجویی است
عوامل عینی :
صدای کارگران نیشكر هفت تپه را به گوش جهانیان برسانیم!
اعتصاب و مبارزات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه که در اعتراض به روند تعطیل شدن کارخانه و بیکار سازی دسته جمعی کارگران این واحد تولیدی و عدم پرداخت سه ماه حقوق معوقه، از 16 اردیبهشت شروع شده و اکنون وارد پانزدههمین روز خود می شود.
کارگران هفت تپه طی این دو هفته مبارزات پر شور، با سر دادن شعارهایی همچون "معیشت و زندگی حق مسلم ماست"، "کارگر می میرد ذلت نمی پذیرد" و "کارگر هفت تپهایم گرسنهایم گرسنه ایم"، خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه، ایجاد تشکل مستقل کارگری، آزادی فعالین کارگری و توقف تعقیب و پرونده سازی برای کارگران شدند. کارگران مبارز نیشکر هفت تپه خواستار رسیدگی به وضعیت فلاکت باری شدند که بورژوازی ایران و دولت سرکوبگر و ضد کارگری جمهوری اسلامی برای آنها و خانوادههایشان تدارک دیدهاند.
سیاستهای اقتصادی ضدکارگری دولت جمهوری اسلامی و واردات بی رویه توسط مافیای شكر، که سردمداران رژیم خود جزو آن هستند، این واحد تولیدی را در معرض تعطیلی و توقف مطلق و در نتیجه بیکارشدن دسته جمعی کارگران قرار داده است. کارگرانی که سالها در این کارخانه جان کندهاند و سود و سرمایه سرمایه داران و صاحبان کارخانه را افزایش داده اند، اکنون در قبال وضعیت بحرانی کارخانه، از طرف کارفرمایان مانند ابزارهای اضافی دور ریخته می شوند. بیکار سازی جمعی کارگران متأسفانه هیچ معنائی جز این ندارد. در نظام سرمایه داری و در سایه حکومت ضد کارگی جمهوری اسلامی، که مبارزه کارگران برای مطالبات حق طلبانه اشان را با گلوله پاسخ می دهد، بیکارسازی یعنی گرفتن حق حیات از کارگران و خانوادههایشان.
نیروهای گارد ویژه و انتظامی رژیم جمهوری اسلامی، صبح روز پنجشنبه 26 اردیبهشت با طرحی از پیش تعیین شده به صف تظاهرات کارگران معترض مسلحانه یورش برده و پنج نفر کارگران را مجروح نموده و تعدادی را نیز دستگیر و روانه زندان می کنند.
اما کارگران مبارز علیرغم این یورش سرکوبگرانه، شجاعانه در میدان مبارزه ایستادگی کرده و روز یکشنبه 29 اردیبهشت ماه همراه با خانوادههایشان دست به اعتراض وسیعتری زدند که در نتیجه مورد پشتیبانی مردم مبارز شوش قرار گرفت و هزاران نفر از مردم این شهر، به صف کارگران پیوستند.
مردم آزاديخواه! سازمانها و نهادهاى چپ و کارگرى!
مبارز شکوهمند کارگران نیشکر هفت تپه بخش مهمی از مبارزه طبقه کارگر ایران بوده و حمایت و پشتیبانی از اعتراض جسورانه کارگران هفت تپه بدون شک امر کل طبقه کارگر ایران، مردم آزادیخواه و همه طرفداران جنبش کارگری است و ما بدینوسیله نهادهای مدافع جنبش کارگری، اتحادیه ها و سازمانهای چپ و کارگری و افکار مترقی و آزادیخواه را به حمایت پیگیر از کارگران هفت تپه و تلاش جدی برای آزادی همه فعالین کارگری و سایر زندانیان سیاسی فرا می خوانیم.
پرتوان باد مبارزه متحدانه کارگران نیشكر هفت تپه!
کمیته خارج از کشور حزب کمونیست ایران
20 مه 2008
Communist party of Iran of Abroad Committee
www.cpiran.org E-mail: kkh@cpiran.org
***هفت تپه، صحنه نبرد کار و سرمایه***
آنچه در روز 27 اردیبهشت بر سر کارگران هفت تپه و کودکان خردسال آنان رفت، صحنه ای فجیع از کارنامه جنایات نظام سرمایه داری بود. کارگران به پا خاسته اند تا بهای سنار سی شاهی نیروی کار خود را از چنگال سرمایه داران خون آشام و دولت خونریز آن ها خارج سازند. آنچه اینان مطالبه کرده اند بازمانده ناچیز ارزشی است که ده ها برابر آن را هر روز برای صاحبان سرمایه تولید می کنند و به دنیای سود و سرمایه و ثروت مالکان سرمایه می افزایند. کارگران به جرم خیزش برای گرفتن همین سطح از مطالبات خویش، آماج تهاجم و تعرض نیروهای مسلح جورواجور دولت سرمایه داری قرار گرفتند. این نیروها نه فقط کارگران، نه فقط همسران آن ها، بلکه حتی کودکان خردسال آنان را به بدترین شکلی هدف ضرب و شتم و مشت و باتوم خود قرار دادند. شدت وحشیگری اشرار دولتی به حدی بود که کودکان از وحشت کتک خوردن دست کمک به سوی بزرگسالان دراز کردند و با ضجه و فریاد خواستار نجات خویش از چنگال قهر دژخیمان شدند. در جریان این شبیخون همه مرزهای توحش پشت سر نهاده شد. در اینجا کوه ضرب و شتم و قساوت سرمایه بر سر کودکانی فرو ریخت که از شدت گرسنگی فریاد می کشیدند : کارگر هفت تپه ایم، گرسنه ایم، گرسنه ایم.
دولت سرمایه داری در روز 27 اریبهشت، این صحنه سیاه شرارت را علیه کارگران نیشکر هفت تپه و کودکان و همسران آن ها به نمایش نهاد، اما درست در همان روز، شمار کسانی که در راه پیمایی کارگران در خیابان های مرکزی شهر شوش شرکت کردند از مرز 000 10 نفر گذشت. این تعداد، دست کم دو برابر شمار کارگران همه بخش های مختلف نیشکر هفت تپه است. روز 27 اردیبهشت روز نخست حمله اشرار دولتی سرمایه به صفوف متحد کارگران معترض نبود و این بدان معنی است که جمعیت کثیری از اهالی شهر و کارگران حوزه های دیگر نیز با آگاهی کامل به احتمال شبیخون نیروهای دولتی، با درک ضرورت حمایت از کارگران نیشکر، با تحقیر تعرض نیروی سرمایه، با علم به همه مخاطرات و عواقب این همبستگی، با درک کامل تمامی این مخاطرات در جهنم کشتار سرمایه داری ایران، آری با وقوف به همه این ها، به صفوف همزنجیران معترض کارگر خویش در هفت تپه ملحق شدند. این حادثه بیانگر آن است که جنبش کارگری ایران، اگر نه در وسیع ترین سطح حداقل در سطحی چشمگیر، به گونه ای درون جوش ملزومات اولیه کار را برای شروع مبارزه ای نیرومندتر، گسترده تر و قابل دوام تر تدارک دیده است.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در محکومیت حمله به صف کارگران نیشکر هفت تپه
صبح روز پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در شهرستان شوش مورد یورش نیروهای رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت. حمله به صف کارگران معترض از چند روز پیش تدارک دیده شده بود و به همین منظور نیروهای گارد ویژه سرکوب از شهرهای دیگر استان خوزستان به شهر شوش اعزام شده بودند.
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به روند تعطیل شدن این واحد تولیدی و بیکار سازی دسته جمعی کارگران آن و نیز عدم پرداخت سه ماه حقوق معوقه از 16 اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شد. مدیران این واحد با پرداخت نکردن حقوق معوقه کارگران و قطع آب مزارع نیشکر کارگران را تحت فشار قرار دادند تا بدین وسیله خشک شدن مزارع و توقف تولید در شرکت را به گردن کارگران بیاندازند. در حالی که سرمایه داران و دولت به سادگی سرمایه خود را از بخشی به بخش سود آورتری دیگر منتقل می کننند و جریان انباشت سرمایه خود را ادامه می دهند، با این گونه بیکار سازیهای گسترده سرنوشت معیشت هزاران خانواده کارگری با آینده نامعلوم روبرو می سازند.
کارگران نیشکر هفت تپه شش روز متوالی در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. حمله نیروهای مسلح رژیم به صف کارگران هنگامی آغاز شد که این کارگران قصد داشتند از محل فرمانداری به سمت بازار شهر به شیوه ای آرام راهپیمایی کنند و صدای اعتراض خود را به گوش همه مردم شهر برسانند. اما ماموران انتظامی و گارد ویژه به صفوف آنها یورش برده و کارگران و خانواده هایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کار را به جایی رساندند که با خودروهای خود به صفوف کارگرانی که جز مشت هایی گره کرده و گلوی پر از فریاد چیزی دیگری نداشتند، حمله ور شدند. خبرها حاکیست که در این جریان شماری از کارگران زخمی شده اند.
حزب کمونیست ایران بار دیگر پشتیبانی خود را از مبارزات حق طلبانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اعلام می کند و حمله نیروهای سرکوبگر را به صف کارگران معترض به شدت محکوم می نماید.
مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه سنگری از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت و حقوق ابتدایی خود دست به مقاومت زده اند. حمله به صف کارگران معترض در شرایطی آغاز شد که رژیم بیم آن داشت پشتیبانی از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه به بخشهای دیگر طبقه کارگر در خوزستان و بقیه نقاط ایران گسترش یابد. همین واقعیت نشان می دهد که نقطه ضعف رژیم در کجاست و یگانه راه وادار کردن سرمایه داران و رژیم حامی آنها به عقب نشینی در مقابل خواستهای طبقه کارگر سراسری شدن این همبستگی طبقاتی است.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
26 اردیبهشت ماه 1387
روز جهانی آزادی مطبوعات!
بهرام رحمانی
آزادی گوهری گران بهاست! انسان آزاد به دنیا می آید و آزاد هم باید زندگی کند. شکی نیست که اکثریت جامعه آزادی را ارج می نهند. اما اقلیتی تحت عنوان دولت، به ویژه حاکمان دیکتاتور، با اتکا به پلیس و برقراری سانسور و اختناق نه تنها آزادی را به مسلخ می برد، بلکه هر کسی به دفاع از آن برمی خیزد ترور می شود و یا به جوخه های مرگ رهسپار می گردد. به قول «چخوف»، مقدس ترین چیزها برای انسان سلامت روح، هوش، عشق و آزادی مطلق است.
در چنین شرایطی، دفاع از آزادی نه تنها امر دایمی نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران، نهادهای دمکراتیک، احزاب و سازمان های سیاسی عدالت خواه و برابری طلب، بلکه امر اکثریت شهروندان است. آزادی را باید پاس داشت و در دفاع از آن، در مقابل آزادی ستیزان با قدرت و سرافرازی ایستاد. با دفاع از آزادی است که می توان تبعیض و ستم و استثمار را از بین برد و برابری واقعی را در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برقرار کرد.
آزادی مطبوعات، یک رکن مهم و اساسی آزادی انسان و جامعه در بیان عقاید و باورهایش است. دولت های دیکتاتوری و سرکوبگر آزادی بیان، قلم و تشکل را برای موجودیت خود خطرناک می دانند و به همین دلیل سانسور و اختناق شدیدی را بر جامعه و آزادی های فردی و اجتماعی و عرصه مطبوعاتی اعمال می کنند تا به زعم خود، بقای حاکمیت خونین خود را تداوم بخشند.
سوم ماه می، توسط سازمان ملل متحد، روز آزادی مطبوعات نام گذاری شده است تا به این مناسبت، نسبت به روزنامه نگارانی که جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داده اند ادای احترام شود و هم بر بنیادهای آزادی مطبوعات تاکید گردد.
بنا به گفته بی.بی.سی، به نقل از گزارشگران بدون مرز، از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، ۸ روزنامه نگار در دنیا کشته شده اند و ۱۲۹ روزنامه نگار و ۶۳ وب نگار هم در زندان هستند. گزارشگران بدون مرز می گوید: دشمنان آزادی مطبوعات، از قدرت خود برای زندانی و شکنجه کردن، ربودن و یا حتا قتل روزنامه نگاران استفاده می کنند.
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، در پیامی که امسال برای گرامی داشت روز آزادی مطبوعات منتشر کرده گفته است که «دست یابی به اطلاعات این توانایی را به انسان می دهد که زندگی خود و جامعه اش را تغییر بدهد. به توصیف بان، دسترسی به دانش برای تقویت تخیل و توان انسان به دگرگون کردن زندگی همان قدر ضروری است که وجود آب برای ادامه حیات لازم است.»
اما همگان آگاه هستند که سازمان ملل، همانند عرصه های دیگر در عرصه آزادی مطبوعات نیز قوانین خود را پیگیری نمی کند. در سال های اخیر حتا در همین غرب نیز آزادی مطبوعات مورد تهدید به اصطلاح دولت های دمکرات قرار گرفته است.
بنا به گفته گزارشگران بدون مرز، در سال های اخیر موارد زیادی از اعمال خشونت علیه روزنامه نگاران در کشورهای آمریکا، سوئد، بلغارستان، رومانی، مجارستان،جمهوری چک و قبرس شمارش شده اند. تقریبا غیرممکن است که آماری کامل از اعمال خشونت علیه روزنامه نگاران ارائه داد، اما میتوان از صدها مورد تهدیدات جدی، تهاجم و ضرب و شتم نام برد.
از هفت سال پیش گزارشگران بدون مرز لیست «دشمنان آزادی مطبوعات» در جهان را هر ساله منتشر می کنند، در گزارش جدید خود نوشته اند این مردان و زنان که یا مستقیم و یا به واسطه زیر دستان خود روزنامه نگاران را تهدید و سرکوب می کنند، معمولا در رده های بالای قدرت قرار دارند رئیس جمهور؛ نخست وزیر، وزیر و شاه و یا ولی فقیه و یا فرمانده و ... هستند. دشمنان مطبوعات چهره و نام و نشانی دارند، این درندگان آزادی مطبوعات از قدرت خود برای زندانی، شکنجه کردن، ربودن و یا حتا به قتل رساندن روزنامه نگاران استفاده می کنند. عموما موقعیت و مقام آن ها عاملی برای مصون ماندن شان از مجازات است و برای مسئولیتی که در نقض حقوق بشر دارند معمولا هیچ گاه محاکمه نمی شوند. گزارشگران بدون مرز، از سال ٢٠٠٢ تصمیم گرفته اند که هر ساله چهره این دشمنان آزادی مطبوعات را آشکار و آن ها را به همگان معرفی کنند. برای مثال، این گزارشگران سال هاست که آخوند علی خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی را به عنوان دشمن درجه یک آزادی مطبوعات در جهان معرفی کرده است.
حکومت اسلامی ايران، عموما در ردیف حکومت هايی دسته بندی می شود که ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر را زير پا می گذارد. اين ماده از اعلاميه جهانی حقوق بشر بر حق آزادی بيان برای همه انسان ها تاکيد دارد.
سخنرانی در اول مه
هاید پارک- لندن، می 1890
النور مارکس
ما به اینجا نیامدهایم تا کار احزاب سیاسی را انجام دهیم، بلکه آمدهایم تا از امر کارگر، به شیوهی خودش دفاع کنیم و خواهان تحقق حقوقش گردیم. من زمانی را بیاد میآورم که به همین هاید پارک آمدیم و خواهان تصویب لایحهی 8 ساعت کار شدیم. در آن زمان ما باندازهی انگشتان دست بودیم. آن تعداد به صدها و بعدا به هزارها رسید. امروز به این تظاهرات با شکوه و جمعیتمان نگاه کنید که پارک را پر کرده است. ما محکم روی پاهایمان ایستادهایم تا با یک تظاهرات دیگر روبرو شویم، اما من خوشحالم که میبینم تودههای عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آن کسانی از ما، که با همهی نگرانیهای ناشی از اعتصاب باراندازان(1)، و بویژه اعتصاب کارگران گاز، شریک شدیم و مردان، زنان و کودکانی را پیرامون خود دیدیم که از اعتصاب به تنگ آمده بودند، مصمم هستیم تا هشت کار بدست آمده را به صورت قانون درآورده و تضمینش کنیم.(2) یا ما این کار را میکنیم و یا (کارفرمایان) در اولین فرصت آنرا پس میگیرند. در چنین روز با شکوهی ما میتوانیم این امر را متحقق کنیم، در غیر اینصورت، باید تنها خود را ملامت کنیم. این بعدازظهر در این پارک مایکل داویت(3) در میان ماست که روزگاری توسط گلادستون(4) به زندان افکنده شد. اما در حال حاضر گلادستون با مایکل میانهئی عالی دارد. به نظر شما چه چیزی باعث این تغییر شده است؟ چرا حزب لیبرال ناگهان تغییر آئین داده و طرفدار دادن قدرت به ایالات شده است؟ خیلی ساده به این دلیل که ایرلندیها 80 نماینده به مجلس عوام فرستادند تا از محافظهکاران دفاع کنند. به همین شکل ما باید دم آن نمایندگان لیبرال و رادیکالی بگیریم و بیرون بیاندازیم، اگر با برنامهی ما مخالفت کنند.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر
(2008)
حزب کمونیست ایران، اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه زنان و مردان کارگر و انسانهای آزاده تبریک می گوید.
طبقه کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال روز اول ماه مه این نماد همبستگی طبقاتی کارگران جهان می رود، که طبقه سرمایه دار ایران به یاری و حمایت بی دریغ رژیم جمهوری اسلامی یکی از سیاه ترین دوره های فلاکت اقتصادی را به کارگران ایران تحمیل کرده است. آنچه را که سران رژیم از آن بعنوان غول تورم نام می برند و نرخ واقعی آن سر به 30% می زند، تأمین نیازهای ابتدایی و روزمره زندگی را برای اکثریتی عظیم از خانواده های کارگری به امری شاق تبدیل کرده است.
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند، در صورتیکه بنا به گزارش موسسات پژوهشی مستقل میزان خط فقر در شهرستانها بالای 600 هزار تومان و در تهران بالای 800 هزار تومان تخمین زده شد. به این حساب بخش های وسیعی از طبقه کارگر ایران به زندگی در پایین تر از خط فقر رانده شده اند. تازه اینها در شرایطی است که بخش گسترده ای از کارگران از شمول قانون کار خارج هستند و افزایش 20% دستمزدها را شامل نمی شوند. کارگران می گویند تحت این شرایط ما دیگر قادر به تامین یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده هایمان نیستیم و نمیتوانیم با دستمزدهای فعلی حتی اجاره بهای منازل مسکونی خود را نیز تامین کنیم.
رژیم جمهوری اسلامی این اوضاع فلاکتبار اقتصادی را با سرکوب جنبش های اجتماعی و تلاش برای تشدید اختناق سیاسی توام ساخته است. این رژیم سرکوبگر سال گذشته محمود صالحی از رهبران جنبش کارگری ایران را در آستانه اول ماه مه روانه زندان کرد تا با زهر چشم گرفتن از فعالین کارگری مانع برگزاری مراسم و آکسیونهای اول ماه مه شود. با صدور حکم شلاق و زندان برای فعالین و برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نشان داد که برای سرکوب و خفت دادن کارگران از بکار گرفتن شیوه های ددمنشانه قرون وسطائی نیز ابائی ندارد. اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد را همچنان در زندان نگاه داشته است. فعالین و پیشروان اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه را مورد تعقیب، بازداشت و آزار قرار داد. در همین هفته های اخیر نیروهای گارد ضد شورش رژیم به هجوم و اشغال کارخانه کیان تایر صدها تن از کارگران این واحد تولیدی را بازداشت کردند. این وحشیگری های رژیم که بیانگر هراس و وحشت رژیم از رشد و پیشروی جنبش کارگری است، به بهترین نحو عظمت و شکوه جنبش کارگری را بنمایش گذاشته است.
جنبش کارگری ایران در مقابل این عطش سود پرستی طبقه سرمایه دار ایران و یورش سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از پا ننشسته است. در سالی که گذشت ما شاهد صدها اعتراض و اعتصاب پر شور کارگری در رشته های مختلف تولیدی و خدماتی بوده ایم که اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت تپه نمونه بارز آن بوده است، طی این مبارزات کارگران به مقابله با یورش وحشیانه سرمایه داران و دولت حامی آنها به حقوق و مزایای خود بر خاسته اند.
اگر چه مضمون اصلی مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی همچنان تدافعی باقی مانده است، اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند، دیوار اختناق جمهوری اسلامی را سست کرده و نه تنها امکان تداوم فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است، بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه در جامعه تحرک تازه ای بخشیده است. روند رشد جریان سوسیالیستی در جنبش دانشجویی با استراتژی اتحاد با جنبش کارگری، و تقویت حرکت سوسیالیستی در جنبش زنان محصول تحرکات جنبش کارگری و حضور آن در صحنه مبارزه بوده است.
اکنون در شرایطی که طبقه سرمایه دار ایران و رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بعنوان عامل و مسبب فلاکت اقتصادی و سوق دادن بیش از نیمی از جامعه به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر، عامل سرکوب و اختناق سیاسی، نماد آپارتاید جنسی و بعنوان مظهر ستمگری، جنایت و رسوائی انگشت نمای همگان شده است، این طبقه کارگر است که می رود تا شور و شوق مبارزه توده ای علیه این اوضاع را برانگیزد و بیرق رهائی همگانی از چنگال سیاه نظام سرمایه داری را بر دوش کشد.
اما طبقه کارگر تنها با اتکا به حقانیت تاریخی، انرژی نهفته انقلابی و اعتماد به نفس ذهنی نمی تواند این نقش تاریخ ساز خود را بجای آورد. طبقه کارگر برای ایفای این نقش باید به تفرقه و پراکندگی در صفوف خود پایان دهد، باید در اولین قدم تشکل های طبقاتی و توده ای خود را برپا دارد. طبقه کارگر ایران نه تنها برای ایفای نقش تاریخی خود، بکله برای آنکه بتواند زیر فشار کمرشکن فلاکت اقتصادی قد راست کند، از حیثیت انسانی و اعتبار تاریخی خود دفاع کند و بار دیگر کمرش زیر تازیانه شلاق نرود به این تشکل ها نیاز دارد. این واقعیات مبارزه طبقاتی است که تلاش برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری را همچنان در اولویت کار فعالین و پیشروان کارگری قرار داده است.
طبقه کارگر ایران در سالهای اخیر با جانفشانی پیشروان خود حق اعتصاب و برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه را علیرغم ممنوعیت آن به بخشی از واقعیت مبارزه طبقه کارگر علیه صاحبان سرمایه و رژیم شان تبدیل کرده است. اکنون تداوم اعتصابات و مبارزات کارگران برای رسیدن به مطالباتشان و پا به میدان گذاشتن نسلی از فعالین و پیشروان کارگری که در تشکل های مختلف گرد آمده اند و کمک به امر سازمانیابی کارگران را در دستور کار خود قرار داده اند، برپائی تشکل های کارگری را در دل این فلاکت اقتصادی و اختناق سیاسی به امری ممکن تبدیل کرده است.
فعالین و پیشروان کارگری می توانند با اتکا به تجارب تاکنونی، با بکار بستن تجارب کارگران شرکت واحد در ایجاد سندیکا، با کار نقشه مند و تمرکز نیرو در مراکز تولیدی و خدماتی بزرگ و کلیدی، در جهت ایجاد این تشکل ها ی طبقاتی کارگران گام بردارند. با برداشتن گام های عملی در راه ایجاد تشکل های کارگری در محیط های کار و تولید است که امر طبیعی مبارزه گرایشات مختلف دورن جنبش کارگری جایگاه واقعی خود را پیدا می کند و این سوخت و ساز طبیعی به فرسایش و هرز رفتن نیرو در میدان مقابله با دشمن طبقاتی منجر نمی شود.
اکنون در آستانه اول ماه مه و در حالی که فعالین و پیشروان کارگری برای هر چه سازمانیافته تر و باشکوه تر برگزار کردن مراسم این روز برنامه ریزی می کنند، جا دارد که ضمن تاکید مجدد بر خواستهای محوری طبقه کارگر ایران که می تواند مبنای یک قانون کار دمکراتیک و انقلابی باشد، و تاکید بر آزادی منصور اسانلو و دیگر کارگران در بند، توجه توده هر چه بیشتری از کارگران را به اهمیت و ضرورت تمرکز نیرو و مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران معطوف کنیم. با پیروزی در جبهه مبارزه برای ایجاد تشکل های طبقاتی کارگری، پیشروی در تمام جبهه های دیگر مبارزه تضمین می شود.
طبقه کارگر متشکل می تواند حکم جهانی طبقه کارگر مبنی بر برسمیت شناختن اول ماه مه بعنوان روز جهانی کارگر، تعطیلی رسمی این روز، و آزادی کامل کارگران در چگونگی برگزاری مراسم روز کارگر را عملی کند و به اجرا در آورد.
زنده باد اول ماه مه
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
اردیبهشت 1387
آوریل 2008
از چشمه اول مه در سقز، تا دریای همبستگی جهانی
رضا مقدم – سه شنبه 26 فروردین 1387
به نقل از به پیش!30 یکشنبه 1 اردیبهشت 1387، 20 آپریل 2008
محمود صالحی روز یکشنبه هجدهم فروردین 1387و پس از یک سال از زندان سنندج آزاد شد. بیشک همه فعالین جنبش کارگری ایران از آزادی محمود شادمان اند، و تاکنون نیز سیل پیام های تبریک و شادباش برای محمود و خانواده اش ارسال شده است و ارسال شان همچنان ادامه دارد. ما نیز به سهم خود آزادی محمود را به خودش، خانواده اش، کمیته دفاع از محمود صالحی، و به ویژه به همسرش، نجیبه صالح زاده که در تمام این مدت رنج و زحمت چند جانبه ای را متحمل شد و لحظه ای از تلاش برای آزادی محمود صالحی از پای ننشست شادباش می گوئیم. اما مقاله کوتاه حاضر تلاش می کند تا جایگاه عینی دستگیری و حبس محمود صالحی و کمپین آزادی او را در متن مراحل جنبش کارگری ایران بررسی کند.
برای آزادی به موقع محمود صالحی به مدت یکماه بزرگترین کمپین تاریخ جنبش کارگری ایران در داخل و خارج کشور در جریان بود. برای روز 6 مارس و به دعوت مشترک اتحادیه جهانی کارگران ترانسپورت، و "آی تی یو سی" کمپینی برای آزادی محمود صالحی و منصور اسالو فراخوان داده شد که سازمان عفو بین الملل به آن پیوست و سایت کارگری "لیبر استارت" نیز یکی از بزرگترین کمپین های خود را در دفاع از آن سازمان داد. به این فراخوان بسیاری از احزاب و سازمان های چپ و همچنین 14 نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران در خارج کشور نیز پاسخ مثبت دادند و طی آن در بیش از 40 کشور آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی رژیم اسلامی برگزار شد.
از آنجا که از آکسیونهای جهانی 6 مارس تا پایان محکومیت یکساله محمود صالحی تنها حدود یکماه باقی مانده بود، اعتراضات برای آزادی به موقع محمود صالحی که با اعتصاب غذای خود وی هم همزمان شد توسط فعالین جنبش کارگری و حامیانش ادامه یافت و به تحصن و اعتصاب غذا و تجمعات متعددی در شهرها و کشورهای مختلف منجر شد که اوج آن تجمع روزهای چهارم و پنجم فروردین در مقابل زندان مرکزی و دادگستری سنندج و برای آزادی بی قید و شرط محمود صالحی بود که به فراخوان کمیته دفاع از محمود صالحی برگزار شد. کمیته دفاع از محمود صالحی از هنگام تشکیل تاکنون یک نقش کلیدی و غیرقابل جایگزین داشته است و از جمله از طریق اطلاع رسانی گسترده و به موقع از وضعیت محمود صالحی بخوبی کمپین آزادی محمود صالحی را در جنبش جهانی کارگری به آخرین اخبار و اطلاعات مجهز کرد. نقشی که در دوران دستگیری و محاکمات دستگیرشدگان اول ماه مه سقز انجمن کارگری جمال چراغ ویسی داشت.
مقامات قوه رسوای قضائیه کوشیدند تا محمود صالحی را که بخاطر سازماندهی تظاهرات برگزار نشده اول ماه مه سقز سال 1383 به یک سال حبس تعزیری و 3 سال حبس تعلیقی محکوم شده بود شامل اتهامات زنجیره ای کنند و لذا اندکی قبل از پایان محکومیت یکساله اش وی را به دلیل انتشار پیامهایی محاکمه کردند. محمود صالحی در اعتراض به این اقدامات دست به اعتصاب غذای خشک زد و این در کنار بیماری کلیوی که داشت سلامتش را بطور جدی دچار مخاطره کرد و هیچ راهی بجز تشدید اعتراضات و آکسیونها و مبارزه برای آزادی محمود صالحی و تقاضاهای مکرر از خود او برای قطع اعتصاب غذایش نبود.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر
(2008)
حزب کمونیست ایران، اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه زنان و مردان کارگر و انسانهای آزاده تبریک می گوید.
طبقه کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال روز اول ماه مه این نماد همبستگی طبقاتی کارگران جهان می رود، که طبقه سرمایه دار ایران به یاری و حمایت بی دریغ رژیم جمهوری اسلامی یکی از سیاه ترین دوره های فلاکت اقتصادی را به کارگران ایران تحمیل کرده است. آنچه را که سران رژیم از آن بعنوان غول تورم نام می برند و نرخ واقعی آن سر به 30% می زند، تأمین نیازهای ابتدایی و روزمره زندگی را برای اکثریتی عظیم از خانواده های کارگری به امری شاق تبدیل کرده است.
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند، در صورتیکه بنا به گزارش موسسات پژوهشی مستقل میزان خط فقر در شهرستانها بالای 600 هزار تومان و در تهران بالای 800 هزار تومان تخمین زده شد. به این حساب بخش های وسیعی از طبقه کارگر ایران به زندگی در پایین تر از خط فقر رانده شده اند. تازه اینها در شرایطی است که بخش گسترده ای از کارگران از شمول قانون کار خارج هستند و افزایش 20% دستمزدها را شامل نمی شوند. کارگران می گویند تحت این شرایط ما دیگر قادر به تامین یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده هایمان نیستیم و نمیتوانیم با دستمزدهای فعلی حتی اجاره بهای منازل مسکونی خود را نیز تامین کنیم.
رژیم جمهوری اسلامی این اوضاع فلاکتبار اقتصادی را با سرکوب جنبش های اجتماعی و تلاش برای تشدید اختناق سیاسی توام ساخته است. این رژیم سرکوبگر سال گذشته محمود صالحی از رهبران جنبش کارگری ایران را در آستانه اول ماه مه روانه زندان کرد تا با زهر چشم گرفتن از فعالین کارگری مانع برگزاری مراسم و آکسیونهای اول ماه مه شود. با صدور حکم شلاق و زندان برای فعالین و برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج نشان داد که برای سرکوب و خفت دادن کارگران از بکار گرفتن شیوه های ددمنشانه قرون وسطائی نیز ابائی ندارد. اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد را همچنان در زندان نگاه داشته است. فعالین و پیشروان اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه را مورد تعقیب، بازداشت و آزار قرار داد. در همین هفته های اخیر نیروهای گارد ضد شورش رژیم به هجوم و اشغال کارخانه کیان تایر صدها تن از کارگران این واحد تولیدی را بازداشت کردند. این وحشیگری های رژیم که بیانگر هراس و وحشت رژیم از رشد و پیشروی جنبش کارگری است، به بهترین نحو عظمت و شکوه جنبش کارگری را بنمایش گذاشته است.
جنبش کارگری ایران در مقابل این عطش سود پرستی طبقه سرمایه دار ایران و یورش سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از پا ننشسته است. در سالی که گذشت ما شاهد صدها اعتراض و اعتصاب پر شور کارگری در رشته های مختلف تولیدی و خدماتی بوده ایم که اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت تپه نمونه بارز آن بوده است، طی این مبارزات کارگران به مقابله با یورش وحشیانه سرمایه داران و دولت حامی آنها به حقوق و مزایای خود بر خاسته اند.
اگر چه مضمون اصلی مطالبات کارگران در این مبارزات بدلیل توازن قوای طبقاتی همچنان تدافعی باقی مانده است، اما همین جنبش مطالباتی که در جریان آن کارگران به اشکال رادیکال تری از مبارزه روی آورده اند، دیوار اختناق جمهوری اسلامی را سست کرده و نه تنها امکان تداوم فعالیت و جنب و جوش فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران را فراهم آورده است، بلکه به دیگر جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه در جامعه تحرک تازه ای بخشیده است. روند رشد جریان سوسیالیستی در جنبش دانشجویی با استراتژی اتحاد با جنبش کارگری، و تقویت حرکت سوسیالیستی در جنبش زنان محصول تحرکات جنبش کارگری و حضور آن در صحنه مبارزه بوده است.